صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۳۸۶۰۷۴
مروری بر یادداشت روزنامه‌های یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴

این بار دیگر مالک برنمی‌گردد 

دیروز رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به این نکته که «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، تاکید فرمودند که: «‌مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند‌». از این روی، باید خطاب به دشمنان بیرونی و پادوهای داخلی آنها گفت «‌این بار دیگر مالک برنمی‌گردد‌»‌...

یاد

این بار دیگر مالک برنمی‌گردد 

حسین شریعتمداری

۱-‌ دیروز رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا، با اشاره به اجتماعات هفته گذشته بازاریان، فرمودند: «‌بازار و بازاری جزو وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند و ما آن‌ها را خوب می‌شناسیم. بنابراین نمی‌توان به اسم بازار و بازاری با جمهوری اسلامی مقابله کرد... کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند؛ این موضوع را مسئولان کشور هم قبول دارند و رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولان ارشد درصدد علاج این مشکلند‌... اما آنچه غیرقابل قبول است ایستادن عده‌ای تحریک‌شده یا مزدور دشمن پشت بازاری‌ها و طرح شعارهای ضد‌اسلام و ضد‌ایران و جمهوری اسلامی است‌... مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند‌». در این خصوص اشاره به یک رخداد تاریخی بی‌مناسبت نیست. بخوانید!
۲- در میانه جنگ صفین، مالک به خیمه معاویه رسیده بود و سپاه اسلام با پیروزی کامل، فاصله اندکی داشت. به ناگاه فرمانی رسید که «‌مالک! جنگ را واگذار و بازگرد‌». فرمان از علی‌(ع) بود و اطاعت واجب. مالک بازگشت. در آن سوی میدان اما، اتفاق دیگری افتاده بود. رخدادی که می‌توانست و توانست مسیر تاریخ را دگرگون کند. معاویه که شکست خود را قطعی دیده بود، از عمروعاص، مشاور حیله‌گر خود راه چاره خواسته و عمرو‌عاص به سپاهیان شام دستور داده بود که پاره‌های قرآن را بر نیزه کنند! اشعث‌بن قیس 
یکی از فرماندهان سپاه علی‌(ع) که با معاویه سر و سری پنهان داشت، فریاد برآورده بود که سپاه مقابل ما نیز مسلمان و پیرو قرآنند‌(!) و ادامه جنگ جایز نیست‌(!). با تحریک اشعث، شماری از سپاهیان علی علیه‌السلام به حضرتش هجوم آورده و خواستار توقف جنگ شده بودند و امیرالمؤمنین‌(ع) به 
مالک اشتر، فرمانده سپاه خویش دستور بازگشت داده بود‌...
۳- نوبت که به انقلاب اسلامی رسید و به همت خمینی کبیر، آن وعده که خداوند متعال درباره بازگشت دوران علی‌(ع) داده بود به حقیقت پیوست، چرخ گردون در جهت دیگری، چرخیدن گرفت. بازهم معاویه‌ها بودند و این‌بار به تعداد بیشتر و به‌توان، قدرتمند‌تر. امام راحل ما اما، می‌فرمود: «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله -صلی‌الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی-‌صلوات‌الله و سلامه علیهم- می‌باشند». گویی به قول مرحوم محمد حسنین هیکل (روزنامه‌نگار معروف مصری، بعد از ملاقات با حضرت امام در سال ۱۳۵۸‌): «امام خمینی را یکی از اصحاب رسول خدا‌(ص) در صدر اسلام یافتم که با معجزه از تونل زمان عبور کرده و به قرن حاضر آمده است تا سپاهیان علی‌(ع) را که پس از شهادت او و به خون غلطیدن اهل بیتش‌(ع) بی‌فرمانده شده بودند، فرماندهی کند و من این توان را در او می‌بینم‌...» «‌ولایت فقیه یک «مین» بود که علی در صدر اسلام کاشت و خمینی در قرن بیستم زیر پای استکبار منفجر کرد‌».
۴- این روزها، آمریکا و رژیم صهیونیستی که در جنگ ۱۲ روزه، برخلاف انتظارات و محاسبات (به قول خودشان ۲۰ ساله‌) شکست سختی را متحمل شده‌اند، داستان جنگ صفین را به تکرار گرفته‌اند و این‌بار «‌سختی معیشت مردم‌» را بر نیزه پادوهای مزدور خود کرده‌اند. سختی معیشت حق است ولی مگر پاره‌های قرآن حق نبود؟! ولی این حق غیر‌قابل انکار نیز مانند پاره‌های قرآن به فریب بر نیزه رفته است. می‌گویید نه؟! به شعار آشوبگران اجاره‌ای توجه کنید! دقیقاً آرزوهای برباد رفته رژیم صهیونیستی را بر زبان دارند. «‌نه غزه، نه لبنان‌». شعاری که در تارنمای فارسی‌زبان وزارت خارجه 
رژیم صهیونیستی در جریان فتنه آمریکائي- اسرائيلی ۸۸ به فتنه‌گران آموزش داد. خُب، نه غزه نه لبنان!! درباره حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائيل به ایران و شهادت فرماندهان نظامی و دانشمندان و هزار‌ و یکصد و چند تن 
از مردم این مرز و بوم چه سخنی دارند؟!. شعار «‌موشک را رها کن، فکر نان و هوا کن‌»! دست کشیدن از موشک! دقیقاً همان که در جنگ ۱۲ روزه، دمار از روزگار رژیم صهیونیستی و آمریکا در آورده و دو قدرت اتمی و مجهز به مدرن‌ترین تسلیحات روز را به شکست کشانده است. آتش زدن قرآن. حمله به مراکز بسیج و فحش‌های چارپاداری و رکیک علیه سپاه و‌... کدام‌یک از این شعارها درباره معیشت مردم است؟!
۵- به این چند خبر که فقط اندکی از بسیارهاست نگاهی بیندازید؛ 
 کانال ۱۵ تلویزیون رژیم صهیونیستی: اسرائیل باید اعتراضات در ایران را سازماندهی و به جلو هدایت کند، باید از آشوب حمایت و پشتیبانی کنیم و سپس جنگی تمام‌عیار که منتظرش بودیم را علیه ایران راه بیندازیم!
 روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت»: معترضان در ایران از اسرائیل انتظار کمک و حمایت دارند! 
 نفتالی بنت، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی: ما از شورش‌ها در ایران حمایت می‌کنیم. آنها می‌توانند روی کمک‌های اسرائيل حساب کنند!
 شبکه فارسی‌زبان اینترنشنال (که در جریان جنگ غزه فاش شد مقر آن در تل‌آویو است): به خیابان‌ها بیایید تا اسرائیل بتواند راحت حمله نظامی علیه ایران را انجام دهد!
 ولید گادبان، مشاور سیاسی نمایندگی رژیم صهیونیستی در دفتر سازمان ملل: برای شورش به خیابان‌ها بیایید. اسرائیل به شما کمک خواهد کرد. 
 توئيت سخنگوی موساد به زبان فارسی: با هم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور بلکه همراهتان هستیم.
 دونالد ترامپ: «اگر ایران به روی معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملا برای اقدام آماده‌ایم»!
 و بالاخره دیروز مایک پمپئو، وزیر خارجه در دور اول ریاست جمهوری ترامپ اعتراف بزرگی کرده و رسما می‌گوید که «‌عوامل موساد در اغتشاشات ایران حضور دارند‌»!
۶- تمامی شواهد و اسناد به وضوح از این واقعیات حکایت می‌کنند که:
الف- مدیریت آشوب در دست رژیم صهیونیستی است و آشوبگران پادوهای مزدور این رژیم هستند. 
ب- آمریکا و رژیم صهیونیستی درپی انحراف افکار عمومی جهانیان از شکستی هستند که در جنگ ۱۲ روزه متحمل شده‌اند.
ج- تعداد اندک مزدوران آشوبگر نشان می‌دهد که انسجام مثال‌زدنی مردم که در جریان جنگ ۱۲ روزه به نمایش گذاشته شده بود، کماکان به همان قوت و بدون آسیب باقی‌مانده است.
د- تعداد کم‌شمار مزدوران آشوبگر، به وضوح حکایت از آن دارد که تیر رژیم صهیونیستی در این فتنه‌انگیزی به سنگ خورده است. این واقعیت را از تغییر لحن مقامات پلید رژیم نیز به آسانی می‌توان دید.
هـ- شاید بدبینانه باشد، ولی با توجه به برخی از شواهد موجود، سختی معیشت مردم و افزایش روز به روز قیمت‌ها، طبیعی به نظر نمی‌رسد و این احتمال را به‌گونه‌ای جدی پیش می‌کشد که سختی معیشت و گرانی‌های افسار‌گسیخته، توطئه‌ای زیر‌پوستی با هدف به استیصال کشاندن ملت، تخریب انسجام ملی و نهایتاً قطعه‌ای از پازل دشمن بوده و هست. 
با این توضیح که شماری از زاویه‌دارها و دست‌اندرکاران فتنه آمریکائی- اسرائيلی ۸۸ و حامیان فتنه اسرائیلی ۱۴۰۱ در برخی از مدیریت‌ها به کار گرفته شده‌اند. 
۷- دیروز رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به این نکته که «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، تاکید فرمودند که: «‌مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند‌». از این روی، باید خطاب به دشمنان بیرونی و پادوهای داخلی آنها گفت «‌این بار دیگر مالک برنمی‌گردد‌»‌...

یاد

قمار ترامپ با تروریست‌های نوپدید

مرتضی سیمیاری

ارسال یک پیام مستقیم از سوی رئیس‌جمهور به هسته‌های تروریستی آشوب یک تفسیر ویژه دارد، در این پیام ترامپ اغتشاشات خشن را زیر چتر خودش برده و پیوست اقدامات نظامی کرده است. 
در روز‌های اخیر برآورد‌های میدانی از تحرکات خیابانی نشان از آن داشت که به دلیل سطح بالای خشونت آشوب‌ها فاقد فراوانی بوده و به‌شدت دچار پراکندگی شده است. به عبارتی ساده اغتشاشاتی که به بهانه مسائل اقتصادی، به‌ویژه بالا رفتن قیمت ارز در پاساژی در تهران شکل‌گرفته برخلاف انتظارات اتاق عملیاتی ناتوی اطلاعاتی اجتماعی نشده است. 
داده‌های تحلیلی نیز نشان می‌داد که خوشه «فراخوان به آشوب» با سمت مرحله افت تثبیت‌شده که به معنای آن بود، موج رسانه‌ای دیگر در فاز اوج یا حتی بازگشت قرار نداشت، بلکه در حال حفظ حداقلی از گردش فعال باقی‌مانده است. به همین دلیل ترامپ مجبور شد خود مستقیم به صحنه بیاید و لیدری آن را بپذیرد تا روحیه عناصر میدانی را بالاتر ببرد و به‌اصطلاح به آشوب تنفس مصنوعی بدهد. 
نکته قابل‌توجه در مورد اغتشاشات اخیر آن است که موساد و سازمان سیا در طول جنگ ۱۲ روزه تست‌های مکرری روی گروهک‌های تروریستی کلاسیک مانند منافقین، جیش‌الظلم و احزاب تروریستی و تجزیه‌طلب کردی انجام داده است، اما در جهت‌دهی عملیاتی به آنها ناموفق بودند. ازاین‌رو در آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ به سراغ هسته‌های محدود و به‌شدت کادربندی شده، چون ری‌استارت، دراویش گنابادی، برخی جریان‌های صوفی مسلک و نیز اراذل‌واوباش رفته و آنها را برای هدایت میدانی کوچ کردند. 
این تروریست‌های نوظهور نیز به دلیل نداشتن برآورد دقیق از ظرفیت‌های اجتماعی به‌سرعت جریان آشوب را به‌سوی اقدامات خشن و مسلحانه هدایت کرده و شکل ایستا به آن داده‌اند. تزریق این سطح از خشونت بالا نشان داد آنچه درصحنه قابل‌مشاهده است نه یک اعتراض بلکه خشونتی سازمان‌یافته از سوی باند‌های تروریستی است که با ثبت خشم کور درصدد پیوست‌سازی برای اقدامات شرارت‌بار محور امریکایی و صهیونی در آینده خواهد بود. 
در طراحی صورت گرفته روی این موضوع هدف‌گذاری شده است که خشونت سازمانی تا زمانی ادامه پیدا کند که نتانیاهو به مرز آمادگی نهایی برای جنگ رسیده و تناسبی بین اقدام از بالا و فشار تروریستی از پایین ایجاد شود تا آن مرحله این هسته‌های تروریستی باید کنشگری ثابت بوده و نقش محرک هیجانی را داشته باشند. ترکیب عناصر درگیر با این هسته‌های خشونت‌زا نیز نشان می‌دهد طیفی از نوجوانان و جوانان احساسی با آن همراهی مقطعی داشته و در روز اول از شکل‌گیری نیز شاگرد بازاری‌ها به آن آغشتگی ناهمگون داشته‌اند. 
اما شواهد بسیاری وجود دارد این پروژه تروریستی حالت مقطعی داشته و ترامپ با تعجیل در پذیرش نقش در آن قمار بزرگی کرده است. فراموش نکنیم که در روز چهارم جنگ نیز ترامپ با نوشتن یک توییت خواهان تخلیه و تسلیم شدن مردم ایران شده بود. در آن روز‌ها همین هسته‌های ترور و گروهک‌های نامتقارن به امریکایی‌ها تضمین داده بودند که وارد فاز عملیاتی مسلحانه شده و تهران را فتح خواهند کرد. 
اما نه‌تنها سانتی‌متری تحرک تروریستی باوجود فراخوان‌های مکرر پیش نرفت، بلکه زیر ضرب عملیات آفندی رفت. از روز ششم جنگ جی. دی ونس معاون ترامپ برای وزیر خارجه کشورمان پیام آتش‌بس بی‌قیدوشرط فرستاد، در کانون شکل‌گرفته نیز اگر موج هیجان از فاکتور خشونت جدا شود، پروژه ترامپ دچار افت فشار شدید خواهد شد. 
البته باید به این موضوع نیز توجه کرد که خط پایان این پروژه تروریستی نیاز به فرم جدیدی از انسجام ملی و اتحاد در میان عموم جامعه دارد. گروه‌های سیاسی با هر سلیقه و مرامی بایستی مداخله خارجی را محکوم و با آن مرزبندی روشن کنند. دادن تزهایی، چون «رفرمیسم توافق‌ساز» زمانی معنا می‌یابد که فاصله لازم با مؤلفه بیرونی به‌اندازه کافی رعایت شده باشد. در این آزمون افرادی، چون مولوی عبدالحمید در مسجد مکی باید نقش خود را به‌درستی بازی کنند!

یاد

سقوط کاراکاس و تکرار تاریخ

صلاح الدین خدیو

چند ساعت پس از آنکه رئیس جمهور ونزوئلا میزبان یک هیات عالیرتبه‌ی چینی بود، بمباران کاراکاس به فرمان ترامپ آغاز شد.
این همزمانی به طرزی دراماتیک یادآور کارزار بمباران یوگسلاوی توسط ناتو در سال ۱۹۹۹ است.
بمباران ۷۹ روزه‌ی یوگسلاوی فاقد مجوز شورای امنیت بود و چین و روسیه هم سرسختانه با آن مخالف بودند. در اثنای بمباران بلگراد سفارت چین به صورت اشتباهی هدف قرار گرفت و تعدادی از کارکنان آن کشته و زخمی شدند.
پس از یازده هفته و از بین رفتن تقریبا تمامی زیرساخت های نظامی، اقتصادی و صنعتی، اسلوبودان میلوسوئیچ رهبر وقت یوگسلاوی تسلیم و شروط ناتو را پذیرفت.
این نخستین کارزار هوایی تاریخ بود که بدون کاربست نیروی زمینی به پیروزی رسید. شکست نظامی باقیمانده‌ی مشروعیت میلوسوئیچ معروف به قصاب بالکان را در میان ملی گرایان صرب از بین برد و چند ماه بعد بر اثر ترکیبی از انقلاب و جنگ خارجی سرنگون شد.
البته ماموریت رسمی ناتو نه تغییر رژیم بلکه وادار کردن بلگراد به خروج نیروهایش از کوزوو بود. هدفی که با فشار سیاسی و تحریم اقتصادی بدست نیامده بود.
هرچند برنامه‌ی نظامی ترامپ دقیقا معلوم نیست، اما روشن است که وی مدل یوگسلاوی را بر مدل عراق و افغانستان ترجیح می دهد.
از ظواهر پیداست که فهرست اولیه‌ی بمباران ها صرفا اهداف نظامی بود.
ارتش ونزوئلا به مراتب از یوگسلاوی سابق ضعیف تر است و بحران اقتصادی پایگاه اجتماعی رژیم بولیواری را به مراتب بیش از میلوسوئیچ فرسوده کرده و دولت در موقعیتی شکننده قرار دارد. امری که بخت موفقیت عملیات جاری را افزایش می دهد.
غیر از تجربیات ناکام حی و حاضر در عراق و افغانستان، آمریکا خاطراتی تلخ از اشغال سرزمینی در نیمکره‌ی غربی دارد. در یک مورد مشابه با امروز، در سال ۱۹۱۴ وودرو ویلسون رئیس جمهور بین الملل گرا و لیبرال منش آمریکا به قصد کمک به مخالفان دموکراسی خواه هوئرتا دیکتاتور مکزیک، یک بندر مهم این کشور را اشغال کرد.
اقدام ویلسون نتیجه‌ی عکس به بار آورد. اپوزیسیون لیبرال سرخورده شد و شور ملی گرایی مکزیک را در بر گرفت و آمریکایی ها ناچار شدند آنجا را ترک کنند.
بعید است کار خاصی از دست متحدان اصلی کاراکاس برآید. حمله‌ی دیروز به نوعی پیامی به این سه کشور و عزم واشنگتن به بازپس گیری حیاط خلوت ژئوپولتیک خود از قدرت های آن سوی بحار است.
همچنین موفقیت این حمله، محکی برای بکارگیری الگویی مشابه در رابطه با ایران است.
فراتر از این امر نمی توان تبعات این حمله‌ی بدون مجوز و غیرقانونی در عرصه‌ی روابط بین الملل را نادیده گرفت. روسیه برای توجیه حمله به گرجستان در سال ۲۰۰۸ به بمباران سال ۱۹۹۹ یوگسلاوی استناد می کرد.
آیا چین هم می تواند با استدلالی مشابه به تایوان حمله کند؟ به لحاظ آنارشیک شدن فزاینده‌ی نظم جهانی، مانع سیاسی چندانی فراروی پکن نیست، جز عزم و اراده‌ی آمریکا برای دفاع از تایپه و قدرت و دقت و کیفیت تسلیحاتی که در جنگ های کوتاه و سریع اخیر بکار می برد. فروپاشی سریع رژیم مادورو می تواند پیامی ترسناک برای رقبای جهانی و منطقه‌ای آمریکا باشد.

یاد

تورم مهارشدنی است

ناصر ذاکری
جامعه امروز ایران سال‌هاست که با تورم دورقمی زندگی می‌کند و گویی خود را با این دشواری بزرگ سازگار کرده‌ است. اما این‌ روزها از یک‌ سو گرانی سریع و نگران‌کننده مواد غذایی معیشت بخش عمده مردم را هدف گرفته و از سوی دیگر رشد سریع نرخ ارز بلاتکلیفی و نابسامانی را در بازار به اوج رسانده‌ و این دو عامل دست در دست هم گروهی از شهروندان را به اعتراض و فریادکشیدن بر سر مسئولان واداشته‌ است، فریادی که رئیس‌جمهوری به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرائی کشور قول شنیدن آن را داد. در طول چند دهه حفظ ارزش پول ملی و جلوگیری از افزایش نرخ ارز معمولا جزء اولویت‌های دولتمردان و سیاسیون متنفذ نبوده یا توجهی به آزمودن روش‌های کارشناسانه برای این مهم نداشته‌اند.
در همین رابطه بیان دو واقعه به‌عنوان مثال به روشن‌شدن موضوع کمک می‌کند: در دوران دولت دهم یک دلال خرده‌پای ارز معروف به جمشید بسم‌الله مقصر افزایش نرخ ارز معرفی شد! زیرا متولیان امر درک درستی از بازار ارز نداشتند. همچنین زمانی که دولت یازدهم نرخ تورم را تک‌رقمی کرد، رقبای دولت اعلام کردند که سیاست‌های مهار تورم به اقتصاد ملی آسیب رسانده‌ است. آنان معتقد بودند مهار تورم نسبت به سایر اهداف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از اولویت بالایی برخوردار نیست. اینک که رئیس‌جمهوری وعده رسیدگی به خواسته شهروندان را داده، می‌توان امیدوار بود که مهار تورم و رشد بی‌رویه نرخ ارز در اولویت اول قرار گیرد. اما آیا دولت می‌تواند با کاستن از شدت بیماری، امید را به جامعه بازگرداند؟ در پاسخ به این پرسش مهم باید به نکات زیر توجه داشت:

1 – تدابیری را که برای مهار گرانی‌ها (خواه کالاها و خدمات و خواه ارز) قابلیت طرح دارند، در دو دسته می‌توان قرار داد: تدابیری که اثر محدود دارند ولی این اثر در کوتاه‌مدت و با سرعت ظاهر می‌شود و تدابیری که هرچند اثرشان برای ظاهرشدن زمان طولانی‌تری لازم دارد، اما هم اثر عمیق و تعیین‌کننده دارند و هم انتخابشان یک ضرورت انکارناپذیر است.

 تردیدی نیست که دولت باید در هر دو میدان با جدیت وارد شود.

2 – تاکنون تدابیر دولت برای ملزم‌کردن صادرکنندگان به بازگرداندن سریع ارز به کشور چندان کارساز نبوده، به‌گونه‌ای که برخی کارشناسان جریمه تعیین‌شده را نوعی شوخی تلقی کرده‌اند. با بازگشت سریع ارز دولت می‌تواند تا حد زیادی التهابات بازار ارز را مدیریت کند. در این میدان دولت اقتدار و آزادی عمل بالاتری لازم دارد.

3 - نظارت مؤثر بر بازار برخی کالاهای اساسی و مقابله با هرگونه رفتار محتکرانه که جریان طبیعی توزیع کالا را تخریب می‌کند، می‌تواند این اطمینان را در مصرف‌کنندگان ایجاد کند که گرفتار وضعیت «بی‌دولتی» نشده‌اند. البته چنین نظارتی بی‌تردید باید با همراهی و همسویی تشکل‌های صنفی و در قالب رفتار خودتنظیمی صورت بگیرد.

4 – در چند دهه گذشته همواره کسری بودجه دولت یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده تورم بوده و درواقع قبح کسری بودجه در کشورمان ریخته و به یک سیاست دائمی در نظام بودجه‌ریزی تبدیل شده‌ است. چندی‌پیش رئیس‌جمهوری در نقد نظام بودجه‌ریزی کشور از نهادهایی سخن گفت که بودجه می‌گیرند و هیچ کارایی مثبتی ندارند. همچنین یکی از کارشناسان مطلع از نهادی سخن گفت که بودجه‌ای نزدیک به هزار برابر نیاز واقعی‌اش دریافت می‌کند. البته ایراد نظام بودجه‌ریزی کشور در همین موارد خلاصه نمی‌شود، اما همین نشانه‌ها از بیماری حاد آن خبر می‌دهد. اصلاح و البته اصلاح بنیادین نظام بودجه یک ضرورت انکارناپذیر است. در این برنامه اصلاحی کار از بازنگری در لایحه بودجه آغاز شده و تا سطح اصلاح شیوه حکمرانی پیش می‌رود.

5 – شیوه نادرست بانکداری، میدان‌دادن به بانک‌های خصوصی و مؤسسات مالی و اعتباری (حتی غیرمجازها) اقتصاد ملی را زمین‌گیر کرده‌ است. پدیده مخرب تجارت پول به سبک وطنی باید هرچه سریع‌تر برچیده‌ شود. نظام بانکی بسیار بالاتر از اصلاح ناترازی‌ها، به اصلاح شیوه نظارت و بازگشت از مدار ثروت‌اندوزی متقلبانه به مدار خدمتگزاری به اقتصاد ملی نیاز دارد.

6 – در طول سالیان گذشته رانت‌خواران با لابی قدرتمند خود به‌ بلعیدن بی‌امان منابع عمومی مشغول بوده و ثروتی افسانه‌ای برای خود فراهم کرده‌اند. این اتفاق شوم از یک‌ سو به تهی‌‌شدن خزانه منجر شده و از سوی دیگر عامل تشدید نارضایتی برحق مردم است. تلاش دولت برای بازپس‌گیری این اموال غارت‌زده هم بنیه مالی دولت را تقویت خواهد کرد و هم نقطه شروع بازسازی اعتماد مردم به حکومت است.

7 – سال‌هاست کشورمان از دسترسی آسان به درآمد نفتی خود محروم شده است. بانیان وضع موجود همواره ادعا می‌کنند مشکلی در مسیر فروش نفت وجود ندارد و تحریم سخت‌گیرانه دشمنان بی‌اثر است اما پاسخی به این پرسش معقول ندارند که پس چرا ارز نفت به کشور برنمی‌گردد. تنش‌زدایی در سیاست خارجی برای فروش نفت با دردسر کمتر یک ضرورت است و دیر یا زود باید آغاز شود. کشورمان برای جبران خرابی‌های ناشی از بی‌تدبیری مزمن نیازمند درآمد نفتی خود است، البته درآمدی که نباید بخش مهم آن در مسیر دورزدن تحریم نصیب رانت‌خواران حرفه‌ای شود.

8 – اما در پایان، ایران امروز تشنه یک گفت‌وگوی ملی در فضایی صادقانه است: گفت‌وگو برای ترسیم مسیر آینده، برای تعمیم وحدت ملی، برای گسترش مشارکت مردمی و بازسازی اعتماد ملی. اما این گفت‌وگو را نمی‌شود در سطح مذاکره وزیر کشور با شهروندان و بازاریان معترض که رئیس‌جمهوری دستور آن را داده، فروکاست. این گفت‌وگو با طرح اقدامات بنیادین از سوی دولت آغاز می‌شود؛ اقداماتی که مردم را متقاعد می‌کند که دولت اراده جدی برای مهار بحران دارد. به بیان دیگر، این بار توپ در زمین دولت است و منتظر حرکت خردمندانه  رئیس دولت.

یاد

چارچوب اعتراض

مسعود پیرهادی
یک. اعتراض، حق مردم است؛ این گزاره نه شعار است و نه امتیاز اعطایی حاکمیت، بلکه لازمه زیست اجتماعی و نشانه حیات جامعه است. از طرفی اعتراض کسبه و بازاریان درباره بی‌ثباتی نرخ ارز و اوضاع اقتصادی کاملا به‌حق است. مردمی که درد دارند، باید بتوانند داد بزنند؛ باید امکان بیان نارضایتی داشته باشند و حکمران حق‌مدار، ناگزیر است صدای معترض را بشنود. حکمرانی سالم، حکمرانی بی‌خطا نیست؛ حکمرانی پاسخگوست، حتی وقتی سخن تند می‌شنود.
دو. اعتراض، همان قدر که حق است، قاعده هم دارد. اعتراض بی‌هدف، بی‌زمان و بی‌چارچوب، دیگر اعتراض نیست؛ به اغتشاش نزدیک می‌شود و ناخواسته در زمین کسانی بازی می‌کند که نه درد مردم را می‌فهمند و نه خیر این سرزمین را می‌خواهند. از مواضع آشکار ترامپ و اذناب او، به روشنی پیداست که روی اعتراضات مردمی و تغییر جهت آن حساب ویژه باز کرده‌اند. آنان نه برای حل مشکلات مردم ایران، بلکه برای فرسایش داخلی و تضعیف انسجام ملی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
سه. اعتراض باید هدف مشخص داشته باشد. باید معلوم باشد چه می‌خواهد و تا چه زمانی قرار است ادامه یابد. اگر صدا شنیده شد، اگر مطالبه ثبت شد و اگر وعده پاسخ داده شد، ادامه حضور خیابانی با پایان باز، نه منطقی است و نه عادلانه. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند خیابان را به حالت تعلیق دائمی درآورد. خیابان نهایتا محل بیان اعتراض است، نه جایگزین حکمرانی و نه عرصه تسویه‌حساب بی‌پایان.
چهار. در این میان، مسئولیت حاکمیت دوچندان است. حاکمیت باید برای اعتراض، زمان، چارچوب و حتی مکان مشخص طراحی کند. این نه محدودسازی حق مردم، بلکه تضمین همان حق است. پس از آن نیز هر حضوری که در این چارچوب نگنجد، باید با آن برخورد شود؛ برخوردی روشن، قانونی و بازدارنده. ابهام در این نقطه، بیش از هر چیز به زیان خود مردم تمام می‌شود.
پنج. مسئولان ارشد کشور نیز باید از کلی‌گویی فاصله بگیرند. مردم دیگر با جملات مبهم قانع نمی‌شوند. ریشه اعتراض‌ها باید صریح گفته شود، سهم خطاها روشن گردد و وعده حل مسائل با زمان مشخص اعلام شود. 
سخن صادقانه حتی اگر تلخ باشد، اعتماد می‌آورد؛ اما تعارف و ابهام، خشم را انباشته می‌کند.
شش. اکنون که آمریکا و اسرائیل، چنگ و دندان نشان داده‌اند و هیچ ابایی از تهدید و فشار ندارند، سامان دادن اوضاع داخلی یک ضرورت فوری است، نه انتخاب سیاسی. هیچ کشوری در شرایط فشار بیرونی، تاب بی‌نظمی درونی را ندارد. کسانی که در شرایط پرالتهاب، با رفتار و گفتار خود دهن‌کجی می‌کنند، باید هزینه بدهند؛ نه از سر انتقام، بلکه برای حفظ نظم عمومی و حقوق اکثریت.
هفت. رأفت اسلامی اگر از عدالت اسلامی جدا شود، نه تنها فضیلت نیست، که زمینه تجری خاطیان را فراهم می‌کند. امروز این واقعیت تلخ را باید پذیرفت که در بسیاری از موارد، خطا یا بی‌هزینه است یا کم‌هزینه. این پیام خطرناکی است که جامعه دریافت می‌کند؛ پیامی که بازدارندگی را تضعیف می‌کند و قانون را بی‌اثر می‌سازد.
هشت. دستگاه‌های امنیتی و قضایی در مواجهه با مجرمانی که امنیت عمومی را مخدوش می‌کنند، نباید فاقد صلابت و قاطعیت لازم باشند. برخوردهای عمدتا دیپلماتیک و محافظه‌کارانه، در جایی که باید قاطع بود، نتیجه‌ای جز تکرار خطا ندارد. قاطعیت، خشونت نیست؛ اجرای بی‌تعارف قانون است.
جمع‌بندی روشن است. اعتراض، حق مردم است و باید به رسمیت شناخته شود. اما این حق، بدون قاعده به ضد خود تبدیل می‌شود. حاکمیت باید بشنود، توضیح دهد، اصلاح کند و زمان بدهد؛ و در عین حال، با اخلال در امنیت عمومی، قاطع و عادلانه برخورد کند. تنها در این تعادل میان حق اعتراض و صیانت از نظم عمومی است که هم مردم احساس کرامت می‌کنند و هم کشور از لغزش در مسیر ناامنی و فرسایش مصون می‌ماند.

یاد

الگوی انصاف و اقتدار

احسان صالحی

1 - رهبر معظم انقلاب در سخنرانی روز شنبه به مناسبت ولادت امیرالمؤمنین(ع)  روی دو رکن عدالت و تقوی در منش و مشی شخصی و اجتماعی حضرت امیر انگشت تأکید گذاشتند و فرمودند: «با وجود پیشرفت‌‌های جمهوری اسلامی در عدالت و تقوی، تا میزان مورد انتظار فاصله زیادی داریم.» با وجود آنکه عدالت از ابتدا جزء شعار‌های کلیدی انقلاب اسلامی بوده؛ اما توسعه گفتمان عدالت در سه دهه گذشته تا حد زیادی مرهون تلاش و گفتمان‌سازی شخص حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بوده است. فراوانی کلیدواژه عدالت و مشتقات آن در بیانات رهبری در دوره‌‌های موسوم به سازندگی و اصلاحات در مقابل تلاش برخی جریان‌ها برای توجیه نظامات و رفتار‌های ناعادلانه با توجیه توسعه اقتصادی و یا توسعه سیاسی، کاملاً قابل‌تأمل است. رهبری در آن سال‌ها، ذیل گفتمان عدالت، مفاهیمی همچون توجه به محرومان و مستضعفان، پرهیز از اشرافی‌گری، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، مقابله با رانت‌جویی، خدمتگزاری به مردم و... را توسعه دادند و از عدالت به عنوان آرمان محوری و عاملی که مشروعیت کارگزاران نظام اسلامی به حرکت در جهت تحقق آن است یاد کردند.  عدالت تحت گفتمان‌سازی رهبر انقلاب به قدری جذابیت یافت که انتخابات ریاست جمهوری 84 به پیروزی نامزدی منجر شد که توانسته بود خود را بیش از دیگران نماد عدالت نشان دهد. به نظر می‌رسد مسئله عدالت و گفت‌وگو درباره مصادیق آن کماکان محوری‌ترین بحث برای گفت‌وگو‌های عمومی است. مهم، تعیین شاخص برای عدالت است. همچنان‌که رهبری چند سال قبل در نشست اندیشه‌‌های راهبردی با موضوع عدالت روی تعیین شاخص برای عدالت تأکید کردند. 

2 - محور قابل توجه دیگر در بیانات روز شنبه رهبری، تکیه مجدد بر مسأله جنگ نرم بود. ایشان به تازگی در دیدار مداحان به قرار داشتن در کانون یک جنگ تبلیغاتی که هدف آن اثرگذاری بر دل‌ها و ذهن‌‌ها است تأکید کرده بودند. اما در سخنان روز شنبه، تقریر مهمی از سیره امیرالمؤمنین(ع) مطرح شد که نشان‌دهنده اهمیت و عمق تأثیر جنگ نرم است. رهبری اشاره کردند؛ امیرالمؤمنین(ع) از هیچ میدانی فرار نکرد و در هر میدانی هم که وارد شد، فاتح و غالب از آن خارج شد. اما آنچه مانع دستیابی حضرت امیر به اهداف تاریخ‌ساز خود در برخی میدان‌ها از جمله صفین شد، جنگ نرم دشمن یعنی توسل به فریب، دروغ و وسوسه برای تردیدافکنی در مردم بود. به نظر می‌رسد عملیات روانی امروز دشمن علیه ملت ایران بر پایه ایجاد ترس و یأس و اختلاف استوار است. ترس از قدرت دشمن و القاء شکست‌ناپذیری آن، یأس از توانایی‌‌های داخلی و انکار داشته‌‌ها که زمینه‌ساز تسلیم است و در نهایت تعمیق اختلاف‌ها و تبدیل کردن آن‌ها به گسل‌‌های فعال و خطرناک با هدف مشغول‌سازی و فرسایش توان ملی در منازعات داخلی. 

3 - چهارچوب مهم و قابل‌تأسی در بیانات روز شنبه رهبر انقلاب، چهارچوب «انصاف و اقتدار» است. در تحلیل‌ها و روایت‌های داخلی از وقایع معمولاً یکی از این دو پایه ضعیف است. یا مشکلات را نمی‌بیند و همه‌چیز را ناشی از خصومت‌‌های بیرونی در نظر می‌گیرد یا با ساده‌اندیشی و سطحی‌نگری، حتی قرائن و نشانه‌‌های آشکار از آتش‌بیاری بدخواهان را مورد انکار و تردید قرار می‌دهد. در روایت رهبری از حوادث چند روز اخیر، تفکیک و تسهیم اثر مؤثر و هدف از موضع انصاف و اقتدار انجام شد. 
از زاویه بازاریان و مشکلاتی که بی‌ثباتی نرخ ارز برای کسب وکار‌ها پدید آورده است، اعتراض بجا و صحیح دانسته شد و بر ضرورت اصلاح و حل مسئله تأکید شد. در مقابل، تخریب و به‌هم زدن امنیت کشور نیز پنهان شدن پشت اعتراض بحق و نوعی مزدوری دشمن و مطلقاً غیرقابل‌قبول دانسته شد. این روایت همدلانه و در عین حال مقتدرانه، کار را برای رسانه‌‌های دشمن به قدری سخت کرد که به عنوان نمونه، تلویزیون تروریستی اینترنشنال با تحریفی آشکار تیتر زد: «رهبری معترضان را اغتشاشگر خواند و خواهان سرکوب آنان شد.» در حالی که عین جمله رهبری این بود که «اعتراض بجا است؛ اما اعتراض غیر از اغتشاش است ما با معترض حرف می‌زنیم؛ اما با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد اغتشاشگر را باید سر جای خود نشاند.»4- مفهوم اقتدار در بیانات روز شنبه رهبری بازنمایی پررنگی از لحاظ متن و فرامتن داشت. در برابر اظهارات گستاخانه ترامپ که البته در حد تنفس مصنوعی دادن به اغتشاشات هم نتوانست کاری از پیش ببرد و تغییر معناداری در نقشه آشوب ایجاد کند، پیام سخنرانی روز شنبه برای حاکمان متوهم کاخ سفید کاملاً روشن و حاکی از ایستادگی با قدرت کامل بود. عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و ربایش رئیس‌جمهور قانونی یک کشور مستقل که بامداد شنبه به وقت کاراکاس انجام شد، مصداق روشنی است که نشان می‌دهد در دنیای جنگل‌گون کنونی، تنها و تنها قدرت مایه بقاء و رشد است است. البته قدرت شقوق مختلفی دارد از قدرت نظامی گرفته تا قدرت اقتصادی و قدرت روحی و معنوی یک ملت که این آخری مهم‌ترین مؤلفه قدرت و عامل مقاومت و پیشرفت‌‌های ملت ایران در 47 سال گذشته است. 

یاد

مثل شهید رئیسی، تعارف نداشته باشید!

حامد رحیم پور 

بحث بر سر بودن یا نبودن وزیر جهاد کشاورزی که در ماه‌های اخیر زیر فشار گرانی نهاده‌ها، نارضایتی کشاورزان و اختلال در تأمین کالا‌های اساسی قرار داشت، حالا وارد مسابقه جذاب«کی بود کی بود من نبودم» شده است و هیچ‎کس نوری قزلجه را گردن نمی‌گیرد. آقای پزشکیان در واکنش به انتقاد یک دامدار دربارۀ عملکرد ضعیف وزیر کشاورزی و رفاقت او با رئیس‌جمهور گفت: «ما برای وزارت جهاد فرد دیگری را در نظر داشتیم، اما مجلس به ما گفت فلانی گزینۀ خوبی است و او را وزیر بگذارید. ما براساس نظر کمیسیون کشاورزی مجلس عمل کردیم و فردی را که خودمان انتخاب کرده بودیم، کنار گذاشتیم. این فردی هم که می‌گویند دوست من است، انتخاب من نیست.» اما آیا کمیسیون می‌تواند نقشی برای اصرار بر معرفی کسی به رئیس جمهور داشته باشد؟ چه میزان از پیشنهادهای نهایی کمیسیون‎ها وزیر شدند؟ و چطور برای بقیه وزرا نظر کمیسیون‎های مربوط به کرسی ننشست؟ بر فرض که ادعای آقای رئیس جمهور مبنی بر این که نظر کمیسیون کشاورزی مجلس، انتخاب نوری قزلجه بوده است، درست باشد، چرا با علم به این واقعیت نخ بخیه مدیریت یک حوزه حیاتی را به دست یک ساختار با نگرش منطقه ای هر حوزه انتخاباتی سپردید؟ اصلا اگر بنا بود  کمیسیون مجلس عملا در انتخاب وزیر اعمال نظر کند، چرا کمیته تشکیل دادید؟ فرایند طراحی کردید؟ و افکار عمومی را معطل کردید؟
آقای پزشکیان! اکنون حدود ۶ ماه است که مجلس در رابطه با وزیر جهاد کشاورزی موضوع استیضاح را مطرح کرده است. اگر واقعاً رئیس‌جمهور به این نتیجه رسیده که وزیر مناسب نیست، باید با مجلس همراهی کند و پیش از آنکه مجلس دست به استیضاح بزند، خودشان تغییر لازم را انجام دهد؛ اما چرا همچنان از اقدام قاطع پرهیز می کنید؟ چرا یک ماه پیش اعلام شد که نیاز به تغییر وزیر نیست؟ آقای پزشکیان تفویض اختیار رافع مسئولیت نیست! مسئله نگران کننده تر آن‎جاست که بی عملی تا حدی عیان شد که وزیر گزارش های خلاف واقع به مقامات ارشد ارائه داده و هیچ واکنشی از سوی شما دیده نشد! این سکوت هزینه اش مستقیما از جیب تولیدکننده و سفره مردم پرداخت شده است. جناب رئیس جمهور! آیا تداوم کار وزیر جهاد کشاورزی محصول مناسبات فردی، رفاقت محوری و فقدان اراده اصلاح نیست؟ باید این پیام از درون دولت چهاردهم مخابره شود که رئیس جمهور در اداره کشور و دولت با کسی تعارف ندارد. همچنان که در دولت شهید آیت ا... رئیسی اشتباه و ناکارآمدی تاوان داشت. وزیر رفاه ۹ ماه نشده توسط خود دولت برکنار شد چون در افزایش حقوق و دستمزد نوعی خودسری رخ داده بود. رئیس بانک مرکزی در ۱۶ ماهگی دولت عوض شد. در پایان ۱۴۰۱ در قضیه رتبه بندی معلمان که وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان برنامه ناهماهنگ عمل کردند و حقوق معلمان دیرتر پرداخت شد، وزیر برکنار شد. رئیس سازمان برنامه هم یک ماه بعد کنار رفت. وزیر جهاد که در قضیه چای دبش مرتکب قصور و تقصیر شده بود، فروردین ۴۰۲ برکنار شد و.... حالا نیز آقای پزشکیان! امنیت غذایی حوزه تعارف و ملاحظه نیست، هر روز تعلل یعنی انتقال بحران به فردا و فردا همیشه پرهزینه تر است. پس مثل شهید رئیسی، تعارف نداشته باشید!

یاد

ایران را با ونزوئلا مقایسه نکنید

محمد رستم‌پور

آمریکا با یک دست در ایران شایعه می‌سازد و با یک دست در ونزوئلا دکمه شلیک را فشار می‌دهد. درست در همان ساعتی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یا به تعبیر آمریکایی‌ها، رهبر عالی ایران در سالروز میلاد امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در تهران از این سخن می‌گویند که مولای متقیان در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد اما در جنگ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» اهدافش به بار ننشست؛ بنا بر ادعای رسانه‌های آمریکایی، هلی‌کوپترهای شینوک در عملیاتی در کاراکاس توانستند رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش را بربایند. تلگرام فارسی که در یک هفته گذشته، تعداد و اندازه آشوب‌های 100 تا 200 نفره در نقاطی از ایران را به اندازه کل جغرافیای ایران تصویر کرده بود، برای ساعتی، پر شد از اخبار مستمر آنچه نیروهای دلتای آمریکا در خاک ونزوئلا انجام دادند. مشابهت‌سازی با خروج بشار اسد از سوریه و حدس‌هایی درباره سناریویی که کاخ سفید برای ایران در نظر دارد، در میان تحلیل‌ها ضریب گرفت! اما رهبر معظم انقلاب در همان دقایق از این سخن ‌گفتند که همچنان ‌که در دوره امیرالمؤمنین با شایعه‌سازی و دروغ در پی بدبین کردن مردم بودند، امروز هم همان اقدامات عیناً انجام می‌شود. رسانه از دقت و سرعت عملیات نظامی آمریکا پس از کشمکشی چند ماهه در ونزوئلا خبر می‌داد و آیت‌الله خامنه‌ای تأکید داشتند «یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشته‌ها و توانایی‌های ملت ایران است، چرا که غفلت از توانایی‌های ملی، زمینه‌ساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد». قصد دشمن در راه‌اندازی یک چرخه ناامنی و آلوده‌سازی ادراک عمومی درباره ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی که با اعلام آمادگی ترامپ مبنی بر حمایت از آشوبگران آن هم به شکل نظامی آشکار شده بود، با ربایش مادورو می‌رود به صورت جدی در ذهن بخشی از ایرانیان تثبیت شود. همه سناریوهای پیشین علیه ایران که در گفته‌های آمریکایی‌ها، در فرمول ترکیبی «فشار حداکثری، معتبرسازی گزینه نظامی و دعوت به مذاکره» بدان تصریح شده، در 3 ساعت در ونزوئلا که قلب مقاومت در برابر سلطه ایالات متحده در قاره آمریکای لاتین به شمار می‌آید، واقعی و ملموس می‌شود. 3 روز پیش مادورو درباره مذاکره بر سر موضوعات ادعایی آمریکا از جمله بهانه واهی قاچاق مواد مخدر گفته بود. آمار نشان می‌دهد میزان تولید و صادرات نفت ونزوئلا در عرض 25 سال، تقریباً 75 درصد کاهش یافته است. در نتیجه همان ترکیبی که پیش از این آزمون شده، اینک وضعیت ونزوئلا را غیرعادی کرده است. 
اما یک چیز ماجرا را از قطعیت قدرتمندی آمریکا خارج می‌کند؛ اگر آمریکا هر چه اراده می‌کند، در هر جایی از جهان به وقوع می‌پیوندد و مثل فرعون و نمرود، ادعای خدایی دارد، پس آنچه در جنگ 12 روزه رخ داد چه بود؟ چرا آمریکا  از طریق واسطه‌های منطقه‌ای و اروپایی پیام تسلیم و توقف آتش فرستاد؟ مگر نه این است که آمریکا و اسرائیل بر اساس آنچه اخیراً توسط واشنگتن‌پست افشا شد، در تقسیم کاری آشکار در پی فراهم‌سازی زمینه انهدام برنامه موشکی و هسته‌ای ایران بودند؟ اکنون 6 ماه و 14 روز پس از توقف جنگ 12 روزه، جز این نیست که اهداف دشمن محقق نشده و همان نیروی دلتای آمریکا و نیروی هوایی رژیم از پس اهداف تعیینی خود صهیونیست‌ها در جنگ برنیامدند. علاوه بر این، نمونه‌های تاریخی پرشماری اثبات می‌کند آمریکا در اقدام برای کسب هر چه به دنبال آن است، موفقیت مطلق ندارد. محسوس‌ترین نمونه برای ایرانیان، عملیات شکست‌خورده «پنجه عقاب» دولت کارتر است که او را از انتخاب مجدد به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا باز داشت.
عملیات نظامی پیچیده، چندلایه و گرانقیمتی برای بازگرداندن گروگان‌های لانه جاسوسی آمریکا در ایران که 13 آبان 1358 به دست دانشجویان پیرو خط امام افتاده بودند. آمریکا 6 ماه پس از تسخیر لانه، برای آزادی نیروهایش اقدام کرد و این عنصر زمان بود که اتفاقاً به جای برنامه‌ریزی مبتکرانه‌تر، طراحی را دشوارتر کرد. تردیدی نیست آمریکا در پی تغییر نظام سیاسی ایران است و هیچ‌گاه این خواسته را از روی میز برنداشته. گاهی نیز پیام دوستی و مراوده ‌فرستاده اما پشت پرده در پی تیز کردن خنجر بوده است. حتی اگر ایران نمونه ویژه تاریخ سیاسی جهان نباشد، سنت‌های الهی و قواعد حکمرانی چیزی نیست که هر روز تغییر کند. ونزوئلایی‌ها نه مسلمانند و نه مرگ بر آمریکا گفته‌اند اما مستکبر هیچ مخالفتی را برنمی‌تابد. این است که خلاف همه قواعد حقوق بین‌الملل و بی‌اعتنا به تمام آموزه‌های انسانی، هر شکل از رفتار را برابر هر کسی که نخواهد، مجاز می‌شمرد اما همان قواعد را به مثابه اصول مسلم در دیگر کشورها تبلیغ و ترویج می‌کند. مانند حمایت از همین آشوبگرانی که حالا در عرض 48 ساعت، نه‌تنها شعارشان تغییر کرده، بلکه به سلاح گرم و سرد مجهز شده‌اند و به کلانتری و فرمانداری حمله می‌کنند. در برابر این غول اغوا و فریب چه می‌توان کرد جز همانی که آیت‌الله خامنه‌ای از تجربه حکومت امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام درس می‌دهند: «عدالت را گاه با «مهربانی، خدمت به ضعیفان و خانواده‌های بی‌سرپرست» اعمال می‌کرد و گاهی با «ذوالفقار و خشونت الهی» و گاهی با «زبان رسا و حکمت و تبیین» و البته «وقتی مردم سست شدند، تحقق اهداف ناممکن می‌شود، چرا که بر اساس سنت الهی، کار دست مردم است و به دست آنها انجام می‌شود». از این جهت است که رهبر انقلاب هم اعتراض و اغتشاش را تفکیک می‌کنند تا از سویی حقوق بازاری و کاسب و شهروند عادی در داشتن یک دورنمای قابل اتکا از وضعیت اقتصادی حفظ شود و هم امکان تکرار تاریخ را متذکر می‌شوند. سوریه‌سازی از ایران در گرو بی‌اعتنایی به حقوق مردم، انکار دستاوردها و بی‌انگیزه‌سازی آنان، القای فساد و تبعیض بیش از آنچه هست، شایعه‌سازی گسترده و در نقطه مقابل، اغراق در قدرت دشمن است تا ایرانیان از پشتیبانی جمهوری اسلامی دست بکشند و آینده موهوم فانتزی را بر امروز واقعی و کم و بیش سخت ترجیح دهند. سؤال اساسی که باید شب و روز آن را تکرار کرد، این است: قدرتی که توانسته آنگونه که رسانه ادعا می‌کند، بی‌مزاحمت، معادله را در ونزوئلا تغییر دهد، چرا 47 سال در برابر جمهوری اسلامی ایران شکست خورده؟ جز این است که به تعبیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد نمی‌خواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است»؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات